تاریخ: ۲۲:۱۹ :: ۱۳۹۸/۰۳/۱۰
پرهیز از نگاه دوگانه انگار سیاه-سفید در تحلیل قتل اخیر

شهرام شرفی- حادثه تلخ قتل همسر دوم محمدعلی نجفی (شهردار پیشین تهران) نبایستی ما را به سوی تحلیلهای مبتنی بر نگاههای دوگانه انگار سیاه ـ سفید هدایت کند. در نوع نگاه سیاه ـ سفید، یک طرف قضیه کاملاً بی گناه دانسته میشود و طرف دیگر قضیه کاملاً گناهکار. همین نوع نگاه باعث میشود یک طرف […]

شهرام شرفی- حادثه تلخ قتل همسر دوم محمدعلی نجفی (شهردار پیشین تهران) نبایستی ما را به سوی تحلیلهای مبتنی بر نگاههای دوگانه انگار سیاه ـ سفید هدایت کند.
در نوع نگاه سیاه ـ سفید، یک طرف قضیه کاملاً بی گناه دانسته میشود و طرف دیگر قضیه کاملاً گناهکار.
همین نوع نگاه باعث میشود یک طرف قضیه کاملاً جنبه قداست گونه پیدا میکند و طرف دیگر قضیه جایگاه تبهکار و گناهکار و شایسته سرزنش.
واقعیت آن است که در این زمانه وقتی یک رابطه عاطفی منتهی به ازدواج ایجاد میشود یک رابطه دو طرفه است و در مرحله شروع و تداوم اولیه، یک رابطه یکطرفه از نوع مجبور بودن نیست.
واقعیت دیگر مسئله آن است که ما انسانها دارای جنبه‌های مختلف در زمینه شخصیت هستیم؛
اگر آدم را براساس همان وجود واقعی که دارای جنبه‌های مختلف شخصیتی است قضاوت کنیم آنگاه دچار نوع نگاه سیاه ـ سفیدانگاری نمی شویم.
بخش کنترل هیجانات، احساسات و کنترل و مدیریت فشارها و استرسهای محیطی، بخش هوش هیجانی است.
هوش هیجانی با هوش شناختی تفاوت دارد:
اگر یک شخص بتواند عصبانیت، استرسها، ترس، نفرت، خشم، شادمانی، عشق، اندوه و امثالهم را در وجود خود، مدیریت و متعادل کند دارای هوش هیجانی بالایی است و چنانچه گفته شد ربطی به هوش شناختی هم ندارد بلکه یک هوش مستقل است.
هوش هیجانی، روی محورهایی همچون خودمدیریتی، خودآگاهی و توانایی مدیریت ارتباط با دیگران، می چرخد.
هر آدمی در گیرودار این دو هوش است:
هوش شناختی و هوش هیجانی که جدا از یکدیگرند.

پاسخی بگذارید