تاریخ: ۱۶:۵۱ :: ۱۳۹۸/۱۱/۰۵
کرونا و قدرت چین

به تازگی ویروس کرونا در چین، متولد شده و در حال گسترش است.

پایگاه خبری سنگ نوشته- یادداشت – چند سال پیش هم ویروس سارس از این کشور متولد شد و شروع به گسترش کرد.
جالب است حکومت چین که از نظر ایدئولوژی شناسی سیاسی از نوع کمونیستی و تک حزبی است اعلام کرده است در مدت کمتر از ۱۰ روز، یک بیمارستان با بیش از ۸۰۰ تخت برای رسیدگی به درمان بیماران مبتلا به ویروس کرونا خواهد ساخت.

حکومت چین این زیرساختها و این توانایی را دارد که حتی یک شهر ۱۱ میلیون نفری (ووهان) را به صورت کامل قرنطینه نماید.

فراموش نکنیم چین، چند سال پیش هم توانست با زیرساختها و امکانات و البته استفاده از توان گسترده ارتش منظمی که این کشور دارد ویروس سارس را هم مهار و کنترل کند.

کشور چین بیش از یک میلیارد و ۳۰۰ میلیون نفر جمعیت دارد و کشوری که این مقدار دارای جمعیت است اگر یک مدیریت منضبط و منظم و قوی نداشته باشد به طور حتم در مواقع بحران، نخواهد توانست بحرانهای احتمالی را مدیریت و مهار کند.

ساخت یک بیمارستان در مدت کمتر از ۱۰ روز و آن هم با ظرفیت بیش از ۸۰۰ یا ۱۰۰۰ تخت و به کارگیری تعداد زیادی کارگر که به صورت شبانه روزی کار کنند تا یک بیمارستان بزرگ ساخته شود نیازمند نوعی مدیریت منضبط است.

بد نیست بدانیم کشور چین از نظر اقتصادی در حال حاضر بین ۱۵ تا ۱۸ درصد سهم از اقتصاد جهان را داراست (آمریکا ۲۴ درصد از سهم اقتصاد جهانی را دارد).

این سهم چین از اقتصاد جهانی، بالاتر از حتی کشورهای اروپایی است؛ مثلاً کشورهایی همچون فرانسه، آلمان یا انگلیس، هرکدام حداکثر ۳ یا ۴ درصد از سهم اقتصاد جهانی را دارا هستند.

یعنی اگر قدرت اقتصادی این سه کشور (آلمان، فرانسه و انگلیس) را جمع بزنیم در مجموع، سهم این سه قدرت اقتصادی و صنعتی از همه اقتصاد جهانی، ۱۰ یا حداکثر ۱۱ درصد است.

در حالی که کشور و اقتصاد چین به تنهایی، ۱۵ تا ۱۸ درصد از سهم اقتصاد جهانی را داراست.

عمده اصلاحات اقتصادی و اداری چین هم از دوره دنگ شیائو پینگ در اواخره دهه ۸۰ میلادی و اوایل دهه ۹۰ شروع و اجرایی شد.

به دیگر سخن، اگر به ۴۰ یا ۵۰ سال قبل بازگردیم می بینیم که کشور چین یک کشور با جمعیت گسترده غیرکیفی، فقیر و گرسنه بود (جمعیت زیاد غیرکیفی).

اگر جلوتر بیاییم و مبنا را همان سال ۱۹۹۰ بدانیم (اجرایی شدن جدی اصلاحات ساختاری دنگ شیائوپینگ) تا الان که سال ۲۰۲۰ میلادی است حکومت چین با تداوم اصلاحات اقتصادی و اداری و البته نظم در مدیریت و سیاست خارجی از نوع جذب کننده سرمایه گذاریهای بزرگ و مشترک خارجی، در مدت ۳۰ سال، توانسته است به یک ابرقدرت دانشی، تکنولوژیک، اقتصادی، صنعتی، سیاسی و نظامی در تراز جهانی تبدیل شود؛
به گونه ای که الان به این مقام رسیده است که بین ۱۵ تا ۱۸ درصد از سهم اقتصاد جهانی را به تنهایی از آن خود کند.

جالب است کشور روسیه که یک ابرقدرت نظامی و سیاسی است از نظر اقتصادی و صنعتی، فقط ۲ درصد از سهم اقتصاد جهانی را به خود اختصاص داده است.

حساب کنید اگر نوع مدیریت سیاسی و نوع حکمرانی اداری چین از نوع منضبط نبود چند سال پیش، همان ویروس سارس، میلیونها نفر را در چین به کام مرگ می فرستاد و چه بسا اگر زیرساختهای کافی را چین نداشت همه جمعیت گسترده اش، تلف می شد.

درست است که نوع مدیریت سیاسی در چین به روش تک حزبی است اما نباید فراموش کرد در داخل حزب، گردش نخبگان از نوع جوانگرایی وجود دارد و تک حزبی بودن این کشور از نوع شخص گرایی و قائم به اشخاص بودن یا مادام العمر بودن مناصب درون حزب، نیست.

در اواخر دهه ۸۰ میلادی و اوایل دهه ۹۰ میلادی، وقتی دنگ شیائو پینگ، اصلاحات از نوع ساختاری را شروع کرد نامش را «فکر نو» گذاشت و از نظر اقتصادی نیز نام «سوسیالیسم بازار» بر آن گذاشته شد.

اصلاحات انجام شده در چین از نوع اصلاحات ساختاری بوده است؛ یعنی سیاستها، قوانین و برنامه های این کشور اصلاح شدند و الان شاهد هستیم جایگاه چین در تراز بین المللی به عنوان یک جایگاه ابرقدرتی، مطرح است.

شهرام شرفی

پاسخی بگذارید